تنهایی 


بعضی وقتا آدم یه اشتباهایی میکنه که قابل جبران نیست یا فکر میکنه به خاطر این اشتباه باید تا عمر داره خودشو عذاب بده.....

بعضی اشتباهات از دله بعضی هاش از غرور ،خیلی هاش هم از بی فکری و کم عقلی.......

اشتباهی که از کم فکری باشه تقصیر خودمونه ...

اونی که از غروره بازم تقصیر خودمونه ...

اینارو میتونی یه جوری جبران کنی!


ولی امان از دلی که میسوزه و میشکنه ... 

دلمون وقتی حرفی میزنه دیگه نه غرور مانعش میتونه بشه نه

عقل مخصوصا وقتی که یه دفعه یکی دلتو ببره وقتی یه دفعه یکی بیاد ببرتت تو رویا......

خیلی سخته،دل میشه فرمان بردار و هرچی بگه باید اطاعت بشه ! 

میدونید؟ ما معمولا میگیم دل به دل راه

داره و غیر از این هم نباید باشه شاید به خاطر همینه که اعتماد میکنیم به دلمون و بی توجه به عقل و غرورمون پیش میریم ...

امان از وقتی که دل خطا کنه میدونید چی میشه؟ هم عقلت میره زیر سوال هم غرورت جریحه دار میشه!

حالا چی میتونه تسکینت بده؟!

دل شکسته ات؟

یا دلبر بی وفا و دروغینت؟

یا غرور جریحه دار شده ات با عقل به ظاهر سالمت؟

وقتی به نظرت همه چی تموم شده است نه دلی برات مونده نه غروری نه روحیه ای.....

خیلی افراد غرورشون چندان براشون مهم نیس یا حداقل این طور جلوه میدونن که خوش به حالشون ولی

 بیچاره اونایی که تو عشقشون هم هی حواسشون به غرورشون بوده باشه که مبادا لطمه ای بخوره چقدر

 براشون گرون تموم میشه که وسط راه از دست غرورشون هم عاصی بشن و بذارنش زیر پا بعد دلبرشون

وقتی خوب غرورشون رو له کرد بذاره و بره یا یه جوری نشون بده که مجبور بشی بذاری و بری.........

هی پشت دستتو داغ بکنی و غصه بخوری ..... 

خودتو بزنی به بی خیالی ......... 

به هر روشی برا

فراموش کردنش دست بزنی ولی بی فایده باشه 

نه دلت آروم میشه نه عقلت نه غرورت ..........