نوشته های زیبا 

112 300x225142 بی تو مهتاب شبی … 

 

شبی غمگین شبی بارانی و سرد

مرا در غربت فرداها رها كرد

 

دلم در حسرت دیدار او ماند

مرا چشم انتظار كوچه ها كرد


 

به من میگفت تنهایی غریب است

ببین با رفتنش با من چه ها كرد

 

تمام هستی ام بود و ندانست

كه در قلبم چه آشوبی به پا كرد

 

و او هرگز شكستم را نفهمید

اگر چه تا ته دنیا صدا كرد